فیلم اخراجیها 2، سرو صدای زیادی به پا کردهاست. حداقل در فروش. فیلم دو بخش موازی دارد که یکی داستان اردوگاه است و دیگری داستان ربایش هواپیما. بخش آغازین فیلم قبل از تیتراژ به نظرم بخش کاملاً فنی و خوش ساخت فیلم است. صحنه جنگ خیلیخوب با جلوههای کامپیوتری درآمده است. بخش اردوگاه هم به نظرم قابل قبول و شوخیها در بستر آن جا میگیرد. اما بخش هواپیما در کل به نظرم کمی لوس بود. یکی از شوخیهای هواپیما انصافاً جالب بود؛ یعنی همان مردی که در لحظاتی خاص جملهای را تکرار میکند. به نظرم فیلم اخراجیها انصافاً خندهدار است. یکی از شخصیتهای جالب فیلم که کمتر بهش توچه میکنند کریم سوسگه یا حاج کریم است. اگر فیلم را دیدید حتماً به این شخصیت توجه کنید. اما آیا اخراجیها فیلم خوبیست؟
غالباً گفته میشود که داشتن فلان صفت ژنتیکی است و محیط عملاً تاثیری ندارد و برعکس. وقتی گفته میشود ژنها برای تبیین تغییر برخی صفات اهمیت بیشتر یا کمتری نسبت به محیط دارند، منظور این است که اثر عمده ژنتیک بیشتر یا کمتر از اثر عمده محیط است. وقتی میگوییم برخی صفات تحت تاثیر ژن است بدین معنی نیست که محیط هیچ تفاوتی ایجاد نمیکند. برای داشتن یک صفت داشتن ژنهای مناسب ضروری است اما زندگی در محیط مناسب نیز ضروری است. اینکه ژنها مسئول ایجاد یک صفتاند یا محیط، وابسته به مجموعهای از ژنها و طیفی از محیطهای در نظر گرفته شده است. مثلاً بیماران مبتلا به بیماری ژنتیکی «فنیل کتونوری» اگر از غذاهای حاوی «فنیل آلانین» مصرف کنند به مرور دچار عقب ماندگی ذهنی شدید خواهند شد. اما اگر رژیم غذایی آنها کنترل شود مانند افراد طبیعی زندگی خواهند کرد. قبل از کشف این نکته تقریباً هر شخصی که دچار این بیماری بود از غذاهای حاوی فنیل آلانین استفاده میکرد بنابراین علت ایجاد عوارض در این بیماری را صرفاً ژنتیکی میدانستند اما بعد از کشف تاثیر رژیم غذایی در تسهیل کردن ایجاد عوارض، نقش ژن و محیط به یک اندازه مهم شدند. البته همگان با این دیدگاه موافق نیستند اما به نظر میرسد ژنها و محیطها ما را احاطه کردهاند و اعمال ما را نیز کنترل میکنند
میدون آرژانتین منتظر تاکسی بودم برم میدون ولیعصر. سوار تاکسی شدم. خسته بودم و بی حوصله. راننده شروع کرد به حرف زدن. بدجوری کلید بود. شروع کرد ازکادیلاک تعریف کردن. گاهی هم به من نگاه میکرد و میخواست تاییدش کنم. منم حال حرف زدن نداشتم. دستبردار نبود. عشق کادیلاک بود. میگفت از بچگی دلم میخواست سوار کادیلاک بشم. توتمش کادیلاک بود. زیر پل کریمخان، یه پژو پرشیا پیچید جلوش، سرش رو از شیشه اُورد بیرون داد زد: هی مگه سوار کادیلاک شدی اینطوری میپیچی. نفهمیدم چه ربطی داشت. سرم درد میکرد. رسیدم میدون ولیعصر تا کرایه رو بهش دادم صداش رفت بالا. از اول مسیر فک زده بود، الان دیگه به اوجش رسیده بود. خیلی خونسرد نگاش کردم، گفتم: مگه با کادیلاک اُوردی منو که پول زیادی میخواهی. یهو صداش خوابید، همینطور نگام میکرد. منم از ماشین پیاده شدم. داشتم میرفتم صداشو میشنیدم که داد میزد: چه ربطی داره، حیف کادیلاک.
تا حالا به این سوال فکر کردید؟ آیا ما خودمان آینده خودمان را تعیین میکنیم؟ یا اینکه آینده ما و اصلاً هر کاری که ما انجام میدهیم از قبل مشخص شده است؟
به لحاظ شهودی ذهن ( چه مادی باشد چه غیر مادی) با بدن تعامل علّی دارد. باورها و امیال ما موجب میشوند تا ما کار خاصی انجام بدهیم. مثلاً میل من به خوردن بستنی و این باورم که مغازه کنار خانه بستنی میفروشد، موجب میشود تا من بروم و از آن مغازه بستنی بخرم و همینطور حالات بدنی نیز تاثیر علّی بر روی ذهن دارند. وقتی دستم میسوزد من احساس درد میکنم. پس جهان فیزیکی بر حالات ذهنی تاثیرگذارند. بنابراین چیزهای فیزیکی و مادی درون و خارج بدن ما بر حالات ذهنی ما موثرند. یعنی محیط و ژنهای ما موجب باورها و امیال ما میشوند و باورها و امیال ما نیز رفتار ما را بوجود میآورند.
حالا پازل این است: باورها و امیال ما و در نتیجه رفتار ما بوسیله چیزهایی (ژن و محیط) ایجاد میشوند که تحت کنترل ما نیستند، ما ژنهای خود را آزادانه انتخاب نمیکنیم، ما محیط خود را خودمان انتخاب نمیکنیم، بنابراین آیا میتوان گفت ما واجد اختیار و اراده آزاد هستیم؟ آیا ما مسئول اعمالی هستیم که بوسیله رویدادهایی ایجاد شدهاند که خارج از کنترل ما بودهاند؟ آیا ما واقعاً آزادیم یا فکر میکنیم که آزادیم؟
استدلال اصلی کسانی که معتقدند ما اختیار نداریم این است: رفتارهای ما بوسیله باورها و امیال ما بوجود میآید، باورها و امیال ما نیز محصول ژنها و محیط کودکی ما هستند، ما ژنها و محیط خودمان را آزادانه انتخاب نمیکنیم، بنابراین رفتارهای ما ارادی و اختیاری نیستند چون این رفتارها و اعمال محصول عواملی هستند که خارج از کنترل ما هستند.
شما با این استدلال موافقید؟