تبليغاتX
شک

فیلم اخراجی­ها 2، سرو صدای زیادی به پا کرده­است. حداقل در فروش. فیلم دو بخش موازی دارد که یکی داستان اردوگاه است و دیگری داستان ربایش هواپیما. بخش آغازین فیلم قبل از تیتراژ به نظرم بخش کاملاً فنی و خوش ساخت فیلم است. صحنه جنگ خیلی­خوب با جلوه­های کامپیوتری درآمده است. بخش اردوگاه هم به نظرم قابل قبول و شوخی­ها در بستر آن جا می­گیرد. اما بخش هواپیما در کل به نظرم کمی لوس بود. یکی از شوخی­های هواپیما انصافاً جالب بود؛ یعنی همان مردی که در لحظاتی خاص جمله­ای را تکرار می­کند. به نظرم فیلم اخراجی­ها انصافاً خنده­دار است. یکی از شخصیت­های جالب فیلم که کمتر بهش توچه می­کنند کریم سوسگه یا حاج کریم است. اگر فیلم را دیدید حتماً به این شخصیت توجه کنید. اما آیا اخراجی­ها فیلم خوبیست؟

+ نوشته شده در یکشنبه ششم اردیبهشت 1388ساعت 21:52 توسط سام |

غالباً گفته می­شود که داشتن فلان صفت ژنتیکی است و محیط عملاً تاثیری ندارد و برعکس. وقتی گفته می­شود ژن­ها برای تبیین تغییر برخی صفات اهمیت بیشتر یا کمتری نسبت به محیط دارند، منظور این است که اثر عمده ژنتیک بیشتر یا کمتر از اثر عمده محیط است. وقتی می­گوییم برخی صفات تحت تاثیر ژن است بدین معنی نیست که محیط هیچ تفاوتی ایجاد نمی­کند. برای داشتن یک صفت داشتن ژن­های مناسب ضروری است اما زندگی در محیط مناسب نیز ضروری است. این­که ژن­ها مسئول ایجاد یک صفت­اند یا محیط، وابسته به مجموعه­ای از ژن­ها و طیفی از محیط­های در نظر گرفته شده است. مثلاً بیماران مبتلا به بیماری ژنتیکی «فنیل کتونوری» اگر از غذاهای حاوی «فنیل آلانین» مصرف کنند به مرور دچار عقب ماندگی ذهنی شدید خواهند شد. اما اگر رژیم غذایی آنها کنترل شود مانند افراد طبیعی زندگی خواهند کرد. قبل از کشف این نکته تقریباً هر شخصی که دچار این بیماری بود از غذاهای حاوی فنیل آلانین استفاده می­کرد بنابراین علت ایجاد عوارض در این بیماری را صرفاً ژنتیکی می­دانستند اما بعد از کشف تاثیر رژیم غذایی در تسهیل کردن ایجاد عوارض، نقش ژن و محیط به یک اندازه مهم شدند. البته همگان با این دیدگاه موافق نیستند اما به نظر می­رسد ژن­ها و محیط­ها ما را احاطه کرده­اند و اعمال ما را نیز کنترل می­کنند 

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم فروردین 1388ساعت 20:55 توسط سام |

میدون آرژانتین منتظر تاکسی بودم برم میدون ولیعصر. سوار تاکسی شدم. خسته بودم و بی حوصله. راننده شروع کرد به حرف زدن. بدجوری کلید بود. شروع کرد ازکادیلاک تعریف کردن. گاهی هم به من نگاه می­کرد و می­خواست تاییدش کنم. منم حال حرف زدن نداشتم. دست­بردار نبود. عشق کادیلاک بود. می­گفت از بچگی دلم می­خواست سوار کادیلاک بشم. توتمش کادیلاک بود. زیر پل کریمخان، یه پژو پرشیا پیچید جلوش، سرش رو از شیشه اُورد بیرون داد زد: هی مگه سوار کادیلاک شدی اینطوری میپیچی. نفهمیدم چه ربطی داشت. سرم درد می­کرد. رسیدم میدون ولیعصر تا کرایه رو بهش دادم صداش رفت بالا. از اول مسیر فک زده بود، الان دیگه به اوجش رسیده بود. خیلی خونسرد نگاش کردم، گفتم: مگه با کادیلاک اُوردی منو که پول زیادی می­خواهی. یهو صداش خوابید، همینطور نگام می­کرد. منم از ماشین پیاده شدم. داشتم می­رفتم صداشو میشنیدم که داد می­زد: چه ربطی داره، حیف کادیلاک.

+ نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم فروردین 1388ساعت 20:44 توسط سام |

 

 تا حالا به این سوال فکر کردید؟ آیا ما خودمان آینده خودمان را تعیین می­کنیم؟ یا این­که آینده ما و اصلاً هر کاری که ما انجام میدهیم از قبل مشخص شده است؟  

به لحاظ شهودی ذهن ( چه مادی باشد چه غیر مادی) با بدن تعامل علّی دارد. باورها و امیال ما موجب می­شوند تا ما کار خاصی انجام بدهیم. مثلاً میل من به خوردن بستنی و این باورم که مغازه کنار خانه بستنی می­فروشد، موجب می­شود تا من بروم و از آن مغازه بستنی بخرم و همینطور حالات بدنی نیز تاثیر علّی بر روی ذهن دارند. وقتی دستم می­سوزد من احساس درد می­کنم. پس جهان فیزیکی بر حالات ذهنی تاثیرگذارند. بنابراین چیزهای فیزیکی و مادی درون و خارج بدن ما بر حالات ذهنی ما موثرند. یعنی محیط و ژن­های ما موجب باورها و امیال ما می­شوند و باورها و امیال ما نیز رفتار ما را بوجود می­آورند.

حالا پازل این است: باورها و امیال ما و در نتیجه رفتار ما بوسیله چیزهایی (ژن و محیط) ایجاد می­شوند که تحت کنترل ما نیستند، ما ژن­های خود را آزادانه انتخاب نمی­کنیم، ما محیط خود را خودمان انتخاب نمی­کنیم، بنابراین آیا می­توان گفت ما واجد اختیار و اراده آزاد هستیم؟ آیا ما مسئول اعمالی هستیم که بوسیله رویدادهایی ایجاد شده­اند که خارج از کنترل ما بوده­اند؟ آیا ما واقعاً آزادیم یا فکر می­کنیم که آزادیم؟

 استدلال اصلی کسانی که معتقدند ما اختیار نداریم این است: رفتارهای ما بوسیله باورها و امیال ما بوجود می­آید، باورها و امیال ما نیز محصول ژن­ها و محیط کودکی ما هستند، ما ژن­ها و محیط خودمان را آزادانه انتخاب نمی­کنیم، بنابراین رفتارهای ما ارادی و اختیاری نیستند چون این رفتارها و اعمال محصول عواملی هستند که خارج از کنترل ما هستند.

شما با این استدلال موافقید؟

 

+ نوشته شده در سه شنبه هجدهم فروردین 1388ساعت 21:12 توسط سام |